صبر و نتایج معجزه آسای آن در حصول موفقیت
موفقیت را به سه کلمه خلاصه کردهاند: عشق، پشتکار و صبر. گرچه خیلی از آنهایی که به دنبال موفقیت هستند، عشق لازم برای اینکار را دارند، و بعضی از آنها حتی پشتکار و تداوم هم در راهشان دارند اما فقط تعداد بسیار کمی از آدمها دارای صبر و حوصله کافی می باشند. این راهی که ما به سمت موفقیت برایتان معرفی میکنیم ، "یک سال تا موفقیت" نام دارد نه "24 ساعت تا موفقیت" یا حتی "30 روز تا موفقیت." چرا؟ بازاریابان به ما میگویند برای اینکه بتوانیم کتابهای بیشتری بفروشیم باید روی ارضاء فوری میل مخاطب خودمان اثر بگذاریم و راهی برای موفقیت آنها پیشنهاد کنیم که در مدت زمان کوتاهتری نتیجه دهد. اما، هدف ما گول زدن دیگران نیست. ما میخواهیم به هر تعداد انسانی که میتوانیم یاد بدهیم که با رسیدن به موفقیت و استفاده کامل از تواناییهای خود، زندگی رضایتبخشتر داشته باشند. اینکار فقط با صبر و حوصله امکانپذیر است. اهمیت صبر را میتوان در این ضربالمثل خلاصه کرد، "گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی."
صبر داشتن یعنی بتوانید با آرامش منتظر یک نتیجه بمانید. بی صبری دقیقاً یک مترادف دیگر برای ارضای فوری است که یکی از بزرگترین مصیبتهای بشر است. صبر معمولاً درنتیجه بسیاری حُسنهای دیگر مثل تحمل، دلسوزی، درک، قابلیت انعطاف و شوخطبعی به دست میآید یا همانطور که سنت آگوستین میگوید، "صبر همدم خرد است."
همه ما میدانیم که صبر اهمیت زیادی در زندگی دارد اما چرا اینقدر کم در آدمها دیده میشود؟ پاسخ آن فقدان ایمان است. برای اینکه صبور باشیم باید ایمان داشته باشیم که نتیجه موردنظرمان مطلوب بوده و مناسب ما است. بدون ایمان یا باور به مطلوب بودن آن نتیجه، حس شک و اضطراب در ما ایجاد میشود که همان بیصبری و بیطاقتی است.
وقتی دیگران از شما میخواهند صبور باشید یا صبر داشته باشید، یعنی درواقع از شما میخواهند که ایمان داشته باشید که نتیجهای که به دست خواهید آورد مطلوب و مناسب شما است. اما اگر این احساس را نداشته باشید، معنی آن این نیست که بیصبر هستید، بلکه یعنی حس میکنید به هیچ کجا نمیرسید و باید راهتان را عوض کنید. صبر نباید هیچوقت بعنوان بهانهای برای ادامه کار نادرست استفاده شود.
صبر اخلاقی است که باعث میشود بتوانید زندگی لذتبخشتر و موفقتر داشته باشید. خوشبختانه صبر اخلاقی است که میتوانید در خودتان پرورش دهید. در زیر توصیههایی برای تقویت این اخلاق عالی برایتان آوردهایم.
· هدف کلی را ببینید. اگر برای تمدید گواهینامه رانندگیتان در صف پلیس+10 ایستادهاید، به خاطر داشته باشید که این کاری است که باید هر پنج سال یکبار انجام دهید. حتی یک ساعت منتظر ماندن برای بهره بردن از مزیت آزادی 5 سال رانندگی، معامله بدی نیست. پس همیشه نگاهتان به چشمانداز آینده باشد.
· به طولانیمدت فکر کنید. بیصبری معمولاً درنتیجه کوتاهنظری است، یعنی نمیتوانید به آن چیز در طولانیمدت نگاه کنید. این سوال را از خودتان بپرسید، "اگر امروز برای فلان کار این مدتزمان را صبر کنم، یک سال دیگر تفاوتی میکند؟" این هم دقیقاً یعنی به آن موقعیت در چشمانداز صحیح نگاه کنید. وقتی اینکار را بکنید، اضطرابتان فروکش کرده و تمرین صبر میکنید.
· ذهنتان را روی چیزهای دیگر متمرکز کنید. وقتی بیصبر میشوید، فقط بهخاطر آن چیزی است که روی آن متمرکز شدهاید. مثبت اندیش باشید. روی این واقعیت که روی چیزی متمرکز شدهاید تمرکز نکنید، درعوض به نتیجه مثبتی که منتظرش هستید فکر کنید.
· دنبال پشتگرمی باشید. تاریخ سرشار از داستان موفقیتهایی است که درنتیجه صبر بهوجود آمدهاند. توماس ادیسون سالها برای کنترل فرایند الکتریکی که نور را تولید میکند تلاش کرد. هلن کلر سالهای بسیار سختی را برای یادگیری کارهایی که برای خیلیها آسان بود صرف کرد. دنبال کسانی باشید که صبر را تمرین کرده باشند تا از آنها درس بگیرید.
· بدانید که صبر ارزش پاداشتان را بیشتر میکند. ضربالمثل قدیمی که میگوید، "صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد" دقیقا همین منظور را میرساند. خودِ موفقیت یکی از بهترین نمونههای آن است. موفقیت بادوام زمان میبرد، و درنتیجه نیازمند صبر و حوصله است.
· از مقایسه کردن اجتناب کنید. بیصبری معمولاً درنتیجه مقایسه کردنهای اشتباه ایجاد میشود. اگر یکی از همسالانتان به درجهای از موفقیت رسیده است که آرزوی شماست، باید درک کنید که موقعیت شما با او همسان نیست. خیلی وقتها والدین بهخاطر اینکه درمورد فرزندان دوستانشان که با سرعت بیشتری درحال پیشرفت هستند میشوند، صبر خود درمقابل فرزندشان را از دست میدهند. آنچه این والدین متوجه نمیشوند این است که فرزند آنها ممکن است در جنبههای دیگر بسیار از بقیه همسالانش جلوتر باشد—غیرمنصفانه است که توقع داشته باشیم در همه جنبهها بهترین باشند.
تمرین صبر کار سادهای نیست اما آنها که صبر دارند همیشه به طرق مختلف پاداش آن را میگیرند. صبر هم مثل هر مهارت دیگر قابل یادگیری است. یاد بگیرید که ایمان و نبود آن را تشخیص دهید و بدانید که چه زمان باید عملکرد خود را تغییر دهید یا عقب بایستید و صبر کنید. موفقیت یک شبه زود هم از بین میرود اما موفقیت بادوام نیازمند عشق، پشتکار و صبر است.
خداحافظ
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
لذت پیاده روی
ساعت هشت صبح.
من و اون تنها.
نشسته بود روی نيمکت چوبی و چشاش خط کشيده بود به اسفالت داغ خيابون.
سير نگاش کردم.
هيچ توجهی به دور و برش نداشت.
ترکيب صورت گرد و رنگ پريدش با ابروهای هلالی و چشمای سياه يه ترکيب استثنايی بود.
يه نقاشی منحصر به فرد.
غمی که از حالت صورتش می خوندم منو هم تحت تاثير قرار داده بود.
اتوبوس که می اومد اون لحظه ساکت و خلسه وار من و شايد اون تموم می شد.
ديگه عادت کرده بودم.
ديدن اون دختر هر روز در همون لحظه برای من حکم يه عادت لذت بخش رو پيدا کرده بود.
نمی دونم چرا اون روزای اول هيچوقت سعی نکردم سر صحبت رو با اون باز کنم.
شايد يه جور ترس از دست دادنش بود.
شايدم نمی خواستم نقش يه مزاحم رو بازی کنم.
من به همين تماشای ساده راضی بودم.
دختر هر روز با همون چشم های معصوم و
غمگين با همون روسری بنفش بی حال و با همون کيف مشکی رنگ و رو رفته می
اومد و همون جای هميشگی خودش می نشست.
نمی دونم توی اون روزها اصلا منو ديده بود يا نه.
هر روز زودتر از او می اومدم و هر روز ترس اينکه مبادا اون نياد مثل خوره توی تنم می افتاد.
هيچوقت برای هيچ کس همچين احساس پر تشويش و در عين حال لذت بخشی رو نداشتم.
حس حضور دختر روی اون نيمکت برای من پر بود از آرامش ...
آرامش و شايد چيزديگه ای شبيه نياز.
اعتراف می کنم به حضورش هرچند کوتاه و هر چند در سکوت نياز داشتم.
هفته ها گذشت و من در گذشت اين هفته ها اون قدر تغيير کردم که شايد خودمم باور نمی کردم.
ديگه رفتنم به ايستگاه مثل هميشه نبود.
مثل ديوانه ها مدام ساعت رو نگاه می کردم و بی تابی عجيبی روحم رو اسير خودش کرده بود.
ديگه صورتم اصلاح شده و موهام مرتب نبود.
بی خوابی شبها و سيگار های پی در پی.
خواب های آشفته لحظه ای و تصور گم کردن يا نيامدن او تموم شب هامو پر کرده بود.
نمی دونم چرا و چطور به اين روز افتادم.
فقط باور کرده بودم که من عوض شدم و اينو همه به من گوشزد می کردن.
يه روز صبح وسوسه عجيبی به دلم افتاد که اون روز به ايستگاه نرم.
شايد می خواستم با خودم لجبازی کنم و شايد ... نمی دونم.
اون روز صدای تيک تاک ساعت مثل پتک به سرم کوبيده می شد و مدام انگشتام شقيقه های داغمو فشارمی داد.
نمی تونستم.
دو
دقيقه مونده به ساعت هشت ديوانه وار بدون پوشيدن لباس مناسب و بدون اينکه
حتی کيفم رو بردارم دوان دوان از خونه زدم بيرون و به سمت ايستگاه رفتم.
از دور اتوبوس رو ديدم که بعد از مکثی کوتاه حرکت کرد و دور شد و غباری از دود پشت سرش به جا گذاشت.
من
... درست مثل يک دونده استقامت که در آخرين لحظه از رسيدن به خط پايان جا
می مونه دو زانو روی آسفالت افتادم و بدون توجه به نگاه های متعجب و خيره
مردم با چشمای اشک آلود رفتن و درو شدن اتوبوس رو نگاه می کردم.
حس می کردم برای هميشه اونو از دست دادم.
کسی که اصلا مال من نبود و حتی منو نمی شناخت.
از خودم و غرورم بدم می اومد.
با اينکه چيزی در اعماق دلم به من
اميد می داد که فردا دوباره تو و اون روی همون نيمکت کنار هم می نشينيد و
دوباره تو می تونی اونو برای چند لحظه برای خودت داشته باشی ... بازم نمی
دونستم چطور تا شب می تونم اين احساس دلتنگی عجيب رو که مثل دو تا دست قوی
گلومو فشار می داد تحمل کنم.
بلند شدم و ايستادم.
در اون لحظه که مضحکه عام و خاص شده بودم هيچی برام مهم نبود جز ديدن اون.
درست
لحظه ای که مثل بچه های سرخورده قصد داشتم به خونه برگردم و تا شب در عذاب
اين روز نکبت وار توی قفس تنهايی خودم اسير بشم تصويری مبهم از پشت خيسی
چشمام منو وادار به ايستادن کرد.
طرح اندام اون ( که مثل نقاشی پرتره صورت مادرم از بر کرده بودم ) پشت نيمکت ايستگاه اتوبوس شکل گرفته بود.
دقيق که نگاه کردم ديدمش.
خودش بود.
انگار تمام راه رو دويده بود.
داشت به من نگاه می کرد.
نفس نفس می زد و گونه های لطيفش گل انداخته بود.
زانوهام بدون اراده منو به جلو حرکت داد و وقتی به خودم اومدم که چشمام درست روبروی چشم های بی نظيرش قرار گرفته بود.
دسته
ای از موهای مشکی و بلندش روی پيشونيشو گرفته بود و لايه ای شبيه اشک صفحه
زلال چشمشو دوست داشتنی و معصومانه تر از قبل کرده بود.
نمی دونستم بايد چی بگم که اون صميمانه و گرم سکوت سنگين بينمونو شکست.
- شما هم دير رسيديد؟
و من چی می تونستم بگم.
- درست مثل شما.
و هر دو مثل بچه مدرسه ای ها خنديديم.
- مثه اينکه بايد پياده بريم.
و پياده رفتيم ...
و هيچوقت تا اون موقع نمی دونستم پياده رفتن اينقدر خوب باشه
میخواهید با روحیات عاطفی متولدین هر ماه آشنا شوید ؟
به سوی من بیا
تا تو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر می کند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.
متولدین اردیبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو ترانه ی عشق را
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.
متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانه است.
متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه
دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد
متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی خوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم
عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی کند.
متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شایى به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت
عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی
حقیقی است.
متولدین مهر ماه :
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم در راه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم
در امور عشقی ورزیده است و زندگی اش پر ز ماجراهای
عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.
متولدین آبان ماه :
در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس
کنم
دوستت دارم
هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق
است.
متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم
خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق
داشته باشد.
متولدین دی ماه :
روزها ماه ها و سال ها می گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته ام
شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق
دارد.
متولدین بهمن ماه :
می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت
عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین
عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش
نخواهد شد.
متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را می گشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم
در عشق بی نظیر است.جذاب و پر نشاط است.احساساتی و
رویایی است.
چه زیباست با تو بودن
نسیم ملایم مهربانيت
روح بی تابم را نوازش می دهد
با تو پنهانی ترين عمق وجودم
نورباران مي شود
باران رحمت بودنت
ترس از با خود بودن را می شوید
کویر هستی ام را آبیاري می کند
و نغمه عشق را بر لبانم جاری می سازد
چه زیباست با تو بودن
چه زیباست زندگي را با تو پرواز کردن
چه زیباست شوق هستی را با تو سر دادن
و چون مرغ خوش آهنگي بر شاخه لرزان حيات آشیان ساختن
چه زیباست هستي را از نگاه تو ديدن
و چون نیایش از لبان تو جاری شدن
در موسيقی آب با تو
نواختن
در چشمه با تو جوشیدن
ترس ها را شستن
در پی محو نقش ها
و بی رنگي رنگ ها رفتن
و زندگی را چون شعری نو
عیسی پیامبر صلح و مهربانی
میلاد پیام آور توحید،
صلح و مهربانی،
سمبل صبر و شكيبايي،
پیامبر اولوالعزم
حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد.
در ناصريه امروز كودكي به دنيا مي آيد.
كودكي كه كلمه بود، كلمهاي كه نزد خداوند بود؛
و خداوند آن را در نهاد مريم دختر عمران از خاندان نبوت گذاشت
تا در آن صحراي خشك ناصريه عشق را به دنيا بياورد.
كودكي كه صلح و بشارت بود
25 دسامبر سالروز تولد عيسي بن مريم پيامبر صلح و رحمت است،
روزي كه مريم فرزندش را در تنهايي به دنيا آورد تا روزي جهان را پر از مهر كند.
" آمد مسيح اندر جهان! شادي كنيد اي مومنان!!"

یک تبریک ویژه
به همه هموطنان مسیحی ام به مناسبت فرارسیدن جشنهای کریسمس
لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
هدیه من به همه شما عزیزان
http://www.jacquielawson.com/viewcard.asp?code=2007134554829&source=jl999
آیا یلدا واقعا بلندترین شب سال است؟
یکی از ویژگیهای ایرانیان باستان برگزاری جشنهای متعدد در اوقات مختلف سال است که تقریباً همگی آنها در پیوند با پدیدههای طبیعی هستند و به همین دلیل بر مبنای تقویم خورشیدی مشخص میشدند. در گاهشماری تقویمی ایران باستان هرروز از ماه دارای نام خاص خود بود و هر بار که نام ماه و نام روز با هم منطبق میشد، جشنی بدین مناسبت برپا میشد. علاوه بر این جشنهای ماهیانه، آیینهایی دیگری نیز در طول سال برگزار میشد که از آن میان، آیین شب یلدا هنوز هم در میان ایرانیان گرامی داشته میشود.
یلدا، واژهای سریانی به معنای تولد است و آیین یلدا ریشه در یکی از آیینهای ایران باستان یعنی میتراییسم یا پرستش مهر دارد و جالب اینجاست که بر مبنای علمی و نجومی بنا شده است. مهرپرستان شب یلدا را شب تولد ایزد مهر، میترا میپنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند. گفته شده که در این شب میترا (ایزد خورشید) از دل سنگی درون غاری به دنیا آمد. تندیس میترا معمولاً در حال قربانی کردن گاو نر ترسیم شده است.
شب یلدا آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال است و مردمان باستان، این شب را بسیار شوم و نامبارک میدانستند؛ از این رو تا سپیدهدم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر، خود را سرگرم میکردند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه آنان را تضعیف نکند.
از یلدا به عنوان «شب چله» نیز یاد میکنند، چرا که چهل روز پس از آن، دهم بهمن، جشن سده برگزار میشود. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراکیهای گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار مینشستند. روز یکم دی ( خرمروز یا خور روز یا روز خورشید) از گرامیترین روزهای ایرانیان و یکی از جشنهای آیین زرتشتی بوده است.
هرمان هیرت، زبانشناس بزرگ آلمانی معتقد است که دِی- به معنای روز در انگلیسی- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است.
آیین پرستش مهر پس از حمله اسکندر به ایران، همراه با سربازان یونانی به اروپا برده شد و به طور گستردهای در اروپا مورد توجه قرار گرفت، طوریکه در سدههای سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید. باید توجه داشت که طبق نظر محققین، جشن میلاد مسیح (ع) که در قرن چهارم میلادی به روز 25 دسامبر تثبیت شد، در اصل جشن ظهور مهر بوده است.
يلدا در كوچه هاي فقر

اين روزا كه همه مشغول خريد شب يلدا هستيد
ياد نيازمندان آبرومندي كه يلدا در خانه آنها مفهمومي نداردهم باشيد.
خيلي قشنگ ميشه اگر اين رسم ديرينه پارسي در همه خانه ها چه فقير و چه غني به گرمي برگزار بشه.

شب یلداست...
و فردا اول دی ماه،
من امشب در میان کوچه های سرد و تنهایی...
شب طولانی سرما،
و مردان و زنان و کودکانی در میان کوچه ها،
بی کس و تنها ...
به سان کرم پیچاپیچ*، خانه شان بر دوش
آرزوشان گاه، تنها یک پتو
و گاهی نان سنگک، بی پنیر و بی کره، بی هیچ....
گاه شاید روزها باشد که نانی هم نخورده اند
کمی بالاتر از دیوار سرما در جنوب شهر
میان خانه های گرم بالا شهر
آدم ها کنار سفره ی یلدا
میان سفره هاشان
انار و پسته و آجیل
هندوانه و لیمو و پرتقال
تفال حافظ و موسیقی و رقص و هیاهوو قیل و قال
من اما خسته ام از این همه دوری و بی مهری
از این فریاد
من امشب ساختم جمعی
تا بگیرم دست انسانهای کارتن خواب را آرام
و بفشارم میان دستهای خویش
در این شب
شب یلدا، شب سرما
من امشب می شوم:
روشنی بخش خانه های کودکان و مردم بی کس
و گرما بخش شب سرد زمستان شان
من امشب می برم یک بسته گرم شب یلدا
و لبخندی نشانم بر لبان کودکان و مردم خوابیده در سرما
و اکنون می نویسم من:
شب یلدا، شب زیبا، شب گرما

یلدا افرینش را تکرار می کند

مهر رخشا نکوترین چهره است…
شب یلدا تولد مهر است…
این همایون شب خیال انگیز….
هست در آخرین شب پاییز….
یخ و بن در حماسه گستردست…
در نهادش حماسه پروردست…
لفظ یلدا اگر سریا نیست…
شب مهر آفرین ایرانیست…
داستان کوتاه و آموزنده ارزش ملک و سلطنت

خلیفه گفت: مرا پندی بده!
بهلول پرسید: اگر در بیابانی بیآب، تشنهگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعهای آب که عطش تو را فرو نشاند چه میدهی؟
گفت:...
صد دینار طلا.
پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
گفت: نصف پادشاهیام را.
بهلول گفت: حال اگر به حبسالبول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه میدهی که آن را علاج کنند؟
گفت: نیم دیگر سلطنتم را.
بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.
آیا میدانستید که . . . . .
آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟
آیا میدانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟
آیا میدانستید که تمامی خرسهای قطبی چپ دست هستند ؟
آیا میدانستید که فیل ها تنها جانورانی هستند كه قادر به پریدن نیستند ؟
آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنكبوتها میترسند كه نمیتوانند آنها را بكشند ؟
آیا میدانستید که مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میكند ؟
آیا میدانستید که صندلی الكتریكی توسط یك دندانپزشك اختراع شد ؟
آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت باكتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟
آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟
آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند ؟
آیا میدانستید که انسانهای راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دستها عمر میکنند ؟
آیا میدانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟
آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود ؟
آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند ؟
آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب میخورد ؟
آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟
آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت میکند ؟
آیا میدانستید که هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد ؟
آیا میدانستید که حشراتی مانند مورچه و زنیور هم دیکتاتوری دارند ؟
آیا میدانستید که اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد ؟
آیا میدانستید که سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟
آیا میدانستید که خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد ؟
آیا میدانستید که پستانداران بغیر از انسان و میمون، رنگها را بدرستی تشخیص نمیدهند ؟
آیا میدانستید که مونالیزا فاقد ابرو میباشد زیرا در دوران رنسانس تراشیدن ابرو مد بوده است ؟
آیا میدانستید که تقریبا نیمی از كل نشریات جهان در دو كشور آمریكا و كانادا منتشر میگردند ؟
آیا میدانستید که نوشابه های زرد رنگ زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند ؟
آیا میدانستید که شش چپ اندكی از شش راست كوچكتر است تا فضای كافی برای قرارگیری قلب فراهم آید ؟
آیا میدانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد ؟
آیا میدانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد ؟
آیا میدانستید که جمعیت میمون های هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد ؟
آیا میدانستید که تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد ؟
آیا میدانستید که اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و كافئین است ؟
آیا میدانستید که فاصله سطح كره زمـیـن تـا مـركز آن حدود ۶۳۷۰ كیلومتر است ؟
آیا میدانستید که اغلب ماتیكها حاوی فلسهای ماهی میباشند ؟
آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است و اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود ؟
آیا میدانستید که فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند ؟
آیا میدانستید که عمومی ترین نام در دنیا محمد است ؟
آیا میدانستید که بلندترین زن دنیا ۲۳۶ سانتی متر قد دارد ؟
آیا میدانستید که در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد ؟
آیا میدانستید که خرس كوالا هرگز آب نمینوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین میكند ؟
آیا میدانستید که دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد ؟
آیا میدانستید که در تایوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند ؟
آیا میدانستید که دلفینها هم مانند گرگها هنگام خواب یك چشمشان را باز میگذارند ؟
آیا میدانستید که حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در كلمات بكار میرود در حالیكه حرف Q كمترین كاربرد را دارد ؟
آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، میتواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟
آیا میدانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در "دالول" اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت می رسد ؟
آیا میدانستید که نظیر اثر انگشت اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟
آیا میدانستید که حس بویای مورچه برابر با حس بویای سگ است ؟
آیا میدانستید که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصه زمین تا ماه است ؟
آیا میدانستید که در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید همسرتان رابا چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید ؟
آیا میدانستید که کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد ؟
آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟
آیا میدانستید که دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند ؟
آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است ؟
واقعیت جالب از ۸گوشه دنیا!
واقعیتهای عجیب و غریب در دنیا کم نیستند. برخی از آنها باورپذیرند و برخی دیگر آنقدر عجیب به نظر میرسند که باورشان سخت است. با هم نگاهی می اندازیم به ۸ واقعیت جهانی که شاید خیلی از شما از آن بیخبر باشید…
خوب یارانه هم اجرا شد، متن کامل سخنرانی رئیس جمهور
به گزارش تابناک محمود احمدينژاد شنبه شب در گفتوگوي مستقيم راديو و تلويزيونياش با مردم، اعلام كرد كه بخش اصلي قانون هدفمند كردن يارانهها از فردا اجرا خواهد شد.
رييسجمهور از مردم درخواست كرد كه در دريافت پولهايي كه به حسابشان واريز شده است عجله نكنند؛ چرا كه برخي واحدهاي اقتصادي براي مردم بستههاي مناسبي در اين زمينه در نظر گرفتهاند.
وابستگی

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین
در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده
اند، نشسته است. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی
است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده
ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم
درویش خنده ای کرد و گفت : من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم
و با تو همراه شوم . با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا
به راه افتاد . او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند
بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گداییم
را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی
صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم
صوفی خندید و گفت: دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو
رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند
در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود _ این را وارستگی میگویند
هنر عذرخواهی
هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد.
آیا لب هایتان خشك می شوند و ترک می خورند!

لبها به عنوان عضو پرخون بدن دارای پوستی نازك
و حساس هستند كه تماس مداوم با نور خورشید، گرما وسرما، لوازم آرایشی و عوامل
زیانبار محیطی و حتی بیماریهای تبدار داخلی آن را مستعد خشكی و تركخوردگی میكند
و...
لبها به عنوان عضو پرخون بدن دارای پوستی نازك و حساس هستند كه
تماس و مواجهه مداوم با نور خورشید، گرما وسرما، لوازم آرایشی و عوامل زیانبار
محیطی و حتی بیماریهای تبدار داخلی آن را مستعد خشكی و تركخوردگی میكند
بنابراین وقتی رطوبت در لبهای شما كاهش یابد، خشكی و در ادامه ترك و شكاف همراه با
درد و خونریزی در آن آشكار میشود.
شاید به همین علت باشد كه اولین آثار تب
و اسهال در كودكان در لبهای خشك و چروكیده آنها پزشكان و والدین را به این نكته
هدایت میكند، آب و مایعات نیاز اول كودك بیمار است.
جدید جدید....

عيد سعيد غدير خم مبارك
«غدير» در زبان عربي به معني
گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمهاي
روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان
شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به
شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در
تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم پيامبر
اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني
بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برميگردد. لذا مردم شهرها و
مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين
فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك
فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه
آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور
دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به
12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج
به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه
را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل
شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند
تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 ) در پي ابلاغ اين
دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر
فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع
حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار
نفر ذكر كردهاند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري
از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي
ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث
ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا
همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي
مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله
اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي
مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه
فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله
را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه
علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و
ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او
را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين
پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر
پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و
نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده،
آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم
دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع) در آن بود وارد و با حضرت
علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك ميگفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير
جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو
گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان
گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت
انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي
را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان،
عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن
عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و
عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث
غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» (
ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند.
مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز
واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن
اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي
برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كردهاند مثل «الولايه في
طرق حديث الغدير» اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در
نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي
داشتهاند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده
كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و
فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و
آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص)
پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم
كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز
هجدهم ذي الحجه است....»
روی دلای آدما، هرگز حسابی وا نکن
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره،
زوری خودت رو جا نکن
آدمکای شهر ما،
بازیگرایی
قابلن
وقتش بشه یواشکی رو
قلب
هم پا می ذارن
تو قتلگاه آرزو عاشق
کشی زرنگیه
شیطونک مغزای ما
دلداده
دورنگیه
دلخوشی های الکی، وعده
های دروغکی
عشقاشونم خلاصه شد، تو
یک نگاه دزدکی
آدمکای شب زده، قلبا
رو ویرون میکنن
دل ستاره ی منو، از
زندگی
خون میکنن
ستاره ها لحظه ها رو،
با تنهایی رنگ میزنن
به بخت هر ستاره ای،
آدمکا چنگ میزنن
عمری به عشق پر زدن
قفس
رو آسون میکنن
پشت سکوت پنجره چه
بغضی
بارون میکنن!
مردم سر تا پا کلک،
رفیق
جیب هم میشن
دروغه که تا آخرش،
همدل
و هم قسم میشن
رو دنده حسادتا زندگی
رو میگذرونن
عادت دارن به بد دلی
نمی تونن خوب بمونن
قصه روزگار اینه، به
هیچ کسی وفا نکن
روی دلای آدما، هرگز
حسابی وا نکن
10 راه برتر برای ایجاد موفقیت، رضایت و آرامش در زندگی
زندگی با ساعت ها و دقیقه ها اندازه گیری نمی شود. باید آنرا با خاطرات و لحظات سنجید. وقتی این جمله را خواندید چه حسی پیدا کردید؟
دلتنگیام...
كنم اين حديث كوته كه غم دراز دارم
زیباترین جملات با زیباترین کلمات
سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن
پر معنی ترین کلمه" ما" است... آن را بکار ببند
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه
بی رحم ترین کلمه "تنفر" است... از بین ببرش
سرکش ترین کلمه "هوس" است... با آن بازی نکن
خودخواهانه ترین کلمه" من" است... از آن حذر کن
ناپایدارترین کلمه "خشم" است... آن را فرو ببر
بازدارنده ترین کلمه "ترس" است... با آن مقابله کن
با نشاط ترین کلمه "کار" است... به آن بپرداز
پوچ ترین کلمه "طمع" است... آن را بکش
سازنده ترین کلمه "صبر" است... برای داشتنش دعا کن
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش
ضعیف ترین کلمه "حسرت" است... آن را نخور
تواناترین کلمه "دانش" است... آن را فراگیر
محکم ترین کلمه "پشتکار" است... آن را داشته باش
سمی ترین کلمه "غرور" است... بشکنش
سست ترین کلمه "شانس" است... به امید آن نباش
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است... مراقب آن باش
دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است... از آن سوءاستفاده نکن
زیباترین کلمه "راستی" است... با آن روراست باش
زشت ترین کلمه "دورویی" است... یک رنگ باش
ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام" است... برایش ارزش قائل شو
آرام ترین کلمه "آرامش" است... به آن برس
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است... حواست را جمع کن
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود
سخت ترین کلمه "غیرممکن" است... وجود ندارد
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است... مواظب پل های پشت سرت باش
تاریک ترین کلمه "نادانی" است... آن را با نور علم روشن کن
کشنده ترین کلمه "اضطراب" است... آن را نادیده بگیر
صبورترین کلمه "انتظار" است... منتظرش باش
8 قانون برای مجردها که تنهایی را با خوشحالی سپری کنند
بی تردید در اطرافتان با افرادی مواجه شدهاید که بنا به دلایلی هنوز مجرد ماندهاند، یا هنوز فرد مورد علاقهشان را پیدا نکردهاند و یا شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده است.
|
عاشقانه
در حضور خارها هم می شود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسیم
ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود
کاش می شد حرفی از "کاش می شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود...
عاشقانه
نگوييد با ترانه
مي سرايم اين ترانه جور ديگر:
باز باران بي ترانه
،مي خورد بر بام خانه،
يادم آيد روز باران...
پابه پاي بغض سنگين
تلخ و غمگين
دل شكسته،اشك ريزان
عاشقي سرخورده بودم،
مي دريدم قلب خود را
دور مي گشتي تو از من،
با دو چشم خيس و گريان
مي شنيدم از دل خود اين نواي كودكانه
پربهانه:زود برگردي به خانه.
يادت آيد؟هستي من؟
آن دل تو جار مي زد
اين ترانه:باز باران...
باز ميگردم به خانه...
داستان وهزاران نکته ....

نکات مفید برای مدیریت هزینه های زندگی
آدم ها و آدم ها !!

آدم هاي بزرگ در باره
ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
