بد روزگاریست!
بی خودی با خودم انگار به لج افتادم
من که از مردن همسایه خیالم خالیست
پس چرا در هوس موسم حج افتادم
..........................................................
بی خودی با خودم انگار به لج افتادم
من که از مردن همسایه خیالم خالیست
پس چرا در هوس موسم حج افتادم
..........................................................
جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند
روزی دختر را به همراه دو دوست دخترش به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا
از این سه تا تشخیص بدهی
مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد
پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه
من است؟
مادر جواب داد: سبحان الله نمیدانم چرا ازش بدم اومد |
سلام به دوستان گل !
عذر تقصیر بابت چند ماهی که در خدمت شما دوستان گل نبودیم امیدوارم بتونیم من و دوست خوبم (داود ) چند ماه گذشته رو با نوشته های به روز و مفیدمون جبران کنیم!
|
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه؟ لازم است گاهی از مسجد، کلیسا، خدا بیرون بیایی و ببینی هنوز اعتقادی داری یا نه؟ لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چهقدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟ لازم است گاهی از رختخواب بیرون بیایی و به عشقت نگاه کنی و فکر کنی که باز هم میتوانی با عشق به آن رختخواب برگردی یا نه؟ لازم است گاهی در تربیت کودکی سهیم باشی، ببینی به آیندهی انسان امیدواری یا نه؟ لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟ لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بیخیال شوی، با خانوادهات تلویزیون تماشا کنی، یا پای درد دل رفیقت بنشینی ببینی زندگیت فقط همین آهنپارهی برقی است یا نه؟ لازم است گاهی تمام حقوقت را بدهی به یک بدبخت؛ ببینی چه احساسي به تو دست ميدهد. لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی میشود یا نه؟ |
|
-
|
|
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد، زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده
شو
میلاد پیام آور توحید،
صلح و مهربانی،
سمبل صبر و شكيبايي،
پیامبر اولوالعزم
حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد.
در ناصريه امروز كودكي به دنيا مي آيد.
كودكي كه كلمه بود، كلمهاي كه نزد خداوند بود؛
و خداوند آن را در نهاد مريم دختر عمران از خاندان نبوت گذاشت
تا در آن صحراي خشك ناصريه عشق را به دنيا بياورد.
كودكي كه صلح و بشارت بود
25 دسامبر سالروز تولد عيسي بن مريم پيامبر صلح و رحمت است،
روزي كه مريم فرزندش را در تنهايي به دنيا آورد تا روزي جهان را پر از مهر كند.
" آمد مسيح اندر جهان! شادي كنيد اي مومنان!!"

یک تبریک ویژه
به همه هموطنان مسیحی ام به مناسبت فرارسیدن جشنهای کریسمس
لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
هدیه من به همه شما عزیزان
http://www.jacquielawson.com/viewcard.asp?code=2007134554829&source=jl999
|
| |
|
یلدا، واژهای سریانی به معنای تولد است و آیین یلدا ریشه در یکی از آیینهای ایران باستان یعنی میتراییسم یا پرستش مهر دارد و جالب اینجاست که بر مبنای علمی و نجومی بنا شده است. مهرپرستان شب یلدا را شب تولد ایزد مهر، میترا میپنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند. گفته شده که در این شب میترا (ایزد خورشید) از دل سنگی درون غاری به دنیا آمد. تندیس میترا معمولاً در حال قربانی کردن گاو نر ترسیم شده است.
شب یلدا آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال است و مردمان باستان، این شب را بسیار شوم و نامبارک میدانستند؛ از این رو تا سپیدهدم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر، خود را سرگرم میکردند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه آنان را تضعیف نکند.
از یلدا به عنوان «شب چله» نیز یاد میکنند، چرا که چهل روز پس از آن، دهم بهمن، جشن سده برگزار میشود. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراکیهای گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار مینشستند. روز یکم دی ( خرمروز یا خور روز یا روز خورشید) از گرامیترین روزهای ایرانیان و یکی از جشنهای آیین زرتشتی بوده است.
هرمان هیرت، زبانشناس بزرگ آلمانی معتقد است که دِی- به معنای روز در انگلیسی- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است.
آیین پرستش مهر پس از حمله اسکندر به ایران، همراه با سربازان یونانی به اروپا برده شد و به طور گستردهای در اروپا مورد توجه قرار گرفت، طوریکه در سدههای سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید. باید توجه داشت که طبق نظر محققین، جشن میلاد مسیح (ع) که در قرن چهارم میلادی به روز 25 دسامبر تثبیت شد، در اصل جشن ظهور مهر بوده است.

هنر و در واقع مهارتی است که کسب کردنی می باشد و با تمرین می توان آنرا تقویت کرد.
باور کردن این مطلب سخته اما واقعا اتفاق افتاده اس!...
|
| |
| ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده... | |
|
چندی پیش در یکی از جلسات یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرتهای صنعتی در دنیا است. وی گفت: ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده. البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده. روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده. تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری میکنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند. روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه میشه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟ این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب میگفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که. آنها با دهان باز نگاه میکردند میگفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلیاش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود!... |

عيد سعيد غدير خم مبارك
«غدير» در زبان عربي به معني
گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمهاي
روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان
شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به
شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در
تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم پيامبر
اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني
بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برميگردد. لذا مردم شهرها و
مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين
فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك
فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه
آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور
دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به
12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج
به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه
را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل
شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند
تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 ) در پي ابلاغ اين
دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر
فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع
حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار
نفر ذكر كردهاند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري
از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي
ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث
ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا
همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي
مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله
اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي
مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه
فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله
را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه
علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و
ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او
را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين
پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر
پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و
نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده،
آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم
دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع) در آن بود وارد و با حضرت
علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك ميگفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير
جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو
گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان
گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت
انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي
را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان،
عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن
عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و
عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث
غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» (
ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند.
مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز
واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن
اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي
برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كردهاند مثل «الولايه في
طرق حديث الغدير» اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در
نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي
داشتهاند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده
كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و
فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و
آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص)
پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم
كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز
هجدهم ذي الحجه است....»
یادمان باشد که
همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم
"
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"
مقداری خرد پشت "چه میدونم
"
واندکی درد پشت "اشکالی نداره"
وجود دارد.
انسانها به شيوه هنديان بر سطح زمين راه مىروند. با
يک سبد در جلو و يک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات
نيک خود را مىگذاريم. در سبد پشتي, عيبهاى خود را
نگه مىداريم. به همين دليل در طول زندگى چشمانمان
فقط صفات نيک خودمان را مىبيند و عيوب همسفرى که
جلوى ما حرکت مىکند. بدين گونه است که درباره خود
بهتر از او داورى مىکنيم، غافل از آن که نفر پشت سرى
ما هم به همين شيوه درباره ما مىانديشد.
پائولو کوئيلو
جک و دوستش باب تصميم مي گيرند برای تعطيلات به اسکي برن...

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم
عید قربان مبارک...
| |||||||||||


ماجراي واقعي از معجز عشق/تقابل محبت و خوي درندگي وحش